دفتر اسناد رسمی شماره 25 یزد

حضور در فضای مجازی و ارتباط با همکاران از این طریق و به روز بودن دفاتر اسناد رسمی امروز اجتناب ناپذیر است - به امید آنکه در اینجا مسائل و مشکلات حرفه ای طرح و بررسی و منجر به نتیجه مطلوب و مورد استفاده همکاران گردد

اعلام حمایت جمعی از سردفتران از مهندس باهنر
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۳  کلمات کلیدی: اخبار حوزه دفاتر اسناد

یکشنبه دهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و یک شمسی، نخستین بار، کانون سردفتران و دفتریاران میزبان نایب رییس محترم مجلس شورای اسلامی بود.

اردیبهشت 1391 اول بار بود که مهندس محمدرضا باهنر به تفصیل در جمع سردفتران و دفتریاران از سند رسمی، جایگاه دفاتر اسناد رسمی در نظام حقوقی کشور و نقش سند رسمی در تثبیت مالکیت و کاهش دعاوی در محاکم قضایی سخن می‌گفت و صدالبته که به علم و به تدبیر بود و موشکافانه.

نخست بار بود که کانون سردفتران، میزبان نایب رییس مجلس شورای اسلامی؛ مهندس محمدرضا باهنر بود و اگرچه که انتظار نگاهی شایسته و عالمانه و قانون مدار، از ایشان در حوزه سند رسمی و دفاتر اسناد رسمی را به حق داشتیم اما اعتراف می‌کنیم که تصور تحلیل و تبیینی چنین دقیق و با چنین ظرافتی را جز از فردی که تحصیل کرده‌ی حقوق و قضا باشد توقع نداشتیم.

و اعتراف می‌کنیم که کلام و تحلیل‌های قانونی و نگاه مدبرانه ی ایشان در این راستا، ما را بدین باور رهنمون داشت و به این باور رساند که چندین و چند دوره حضور پیاپی در قوه‌ى قانونگزاری با تمام قوا تاثیر خود را بر اشراف ایشان بر مواد و مفاد قانونی و تجزیه و تحلیل مبانی حقوق حقه ی ملت خصوصا در زمینه سند رسمی و دفاتر اسناد رسمی داشته است.

و اینک ما جمعی از سردفتران به عنوان بخش بزرگی از خانواده‌ى حقوقی کشور  با نزدیک شدن به زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، وظیفه‌ى خود دیدیم ضمن قدردانی از نگاه ایشان، و با توجه به رویکرد قابل توجه مهندس باهنر، نسبت به سردفتری، سند رسمی و دفاتر اسناد رسمی و نگاهی قانون محور و عالمانه‌ و دیدگاهی روشن به جایگاه سند رسمی، از کاندیداتوری ایشان و راهیابی وی به خانه ملت در دور جدید به ضرس قاطع اعلام حمایت نماییم و از سایر بخشهای جامعه حقوقی کشور نیز دعوت کنیم از ورود ایشان به عنوان کاندیدایی با نگاه روشن حقوقی استقبال کنند.

و العاقبه للمتقین

جمعی از سردفتران وبلاگنویس

اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و یک شمسی


 
بیانیه سردفتران بمناسبت روز سردفتری
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٧  کلمات کلیدی:

به نقل از وبلاگ سردفتری یا سرابی فریبنده

با اجازه بزرگترها:

بسم الله النور

... یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَىٰ أجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ ۚوَلْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْیَکْتُبْ ... (آیه 282 سوره بقره)

 

که سردفتر امین مردمان است...

از هفت خوان رستم که می‌گذرد، از دانه به دانه گذرگاههای دشوار و پیچیده که می‌گذرد، تازه می‌رسد به ابتدای مسیری صعب و طاقت فرسا، مسیر عجیب و پیچیده و بهم تنیده ای از مفاد قانون قانونگذار و مجری و ناظر قانون و مقررات، چه بسا حتی منافی و متضاد با مقررات و قانونمندی. که مشحون از تلاطم می کند فضای کار و فکر و جان و زندگیش را و تسخیر می کند روح و روانش را.

آنگاه که در بدو ورود به حرفهٔ سردفتری، مجموعه بخشنامه‌های ثبتی را می‌گشاید؛ بند به بند می‌خواند و یکی پس از دیگری، آرام آرام و با وقار، بندهای آن و مواد و تبصره های رنگ به رنگ از آیین نامه ها و مرامنامه ها و دستورالعمل ها و عتاب نامه هاست که از هر بخش و نهاد و اداره و ارگان و سازمان یکی پس از دیگری به سویش نشانه می‌رود با خطاب و عتابهایی جاری در آن. بندها و ماده ها و تبصره های مستمر و غریب، بندهای از هم گسیخته، بندهای ناآرام، بندهای خسته و دردناک حتی. که در بسیاری از موارد با آموخته هایش همخوان نیست ولی یاد می گیرد که تسلیم باشد و صبور و حیران می ماند میان کارزاری که بی‌سلاح واردش شده که برای پیمودن راه آمده بود، برای تلاش، برای آّبادانی، برای خدمتی که فراگرفته، که میانه راه عرصه را میدان کارزاری می‌بیند بس شگرف. که بی‌سلاح است و بی‌دفاع و هر لحظه، بر او هر قاعده و حکم و تبصره و بخشنامه و دستور می‌تازد و تازه نفسی که ورزیدهٔ کار و سرشار از امید، وارد میدان شده بود از همین ابتدای راه، نحیف و نحیف‌تر، ناامید و ناامیدتر، خسته و خسته تر، پراضطراب و پرهیاهوتر، با کوله باری از استرس و رنج، یا به دفاع از گزند تیغ دستور هر اداره و ارگانی به دور خود باید حلقه بزند و در خود فرو بخزد برای امان، یا به جدالی تن به تن در دهد بی‌کشتی و زرعی و حاصلی. و روز و روزگارش بگذرد به این گلاویزی، یا میانه تلاش و کار، گاهی دفاع و گاهی کار. و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟!

 

که سردفتر امین مردمان است...

وجدان و تعهد، اساس و بنیان خدمتی است که ارائه می‌دهد و قانون، استناد لحظه لحظه‌هایش هست و آرامش و مدارا شیوهٔ کارش که به هم اندر از او خبره‌ای شگرف می‌سازد در تعامل با مردمان و تثبیت حقوق ایشان در اجتماع و مصون نگه داشتن حقی که به امانت پیش روی اوست از تجاوز و تعدی و تعلیق و درنوردیده شدن.

اما آنگاه که دستان حلقه شده بخشنامه‌ها و آرا و آیین نامه‌ها یکی پس از دیگری بر دامن او چنگ می‌یازند و اگرچه در این میان بخشی از آن‌ها به یاری او می‌شتابند اما بیشترشان تاری می‌شوند بس پیچیده که کم کم پیله‌ای می‌تنند گرد سردفتر، بس سخت و به هم اندر و ناگشودنی بین او و مردمان. و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟!

 

که سردفتر امین مردمان است...

آری و سردفتر امین مردمان است که پیر و جوان، آنگاه که خسته و نالان می‌شوند و ناامید از هر دری و شوری و نگاهی، جاری می‌شوند به سوی سردفتر برای امان ماندن از اینهمه دغل و کلاهبرداری و جعل و فسادی که از آن در هراسی عمیق اند، که او را امین خود می‌دانند تا از زبان او آنچه را برحق است بشنوند که ایشان همان خطاب شدگان کلام وحی هستند آنگاه که امر بر کتابت می کند بر کاتبان بالعدل .

اما افسوس از نگاهی که سردفتر را به تار خرده قواعد و بخشنامه‌ها و ایین نامه و دستورالعمل‌ها گرفتار بپسندد و تکلیف پشت تکلیف و زاید بر توان که مالایطاقش خوانند بر دوش او سزاوار بداند و هر رنجی را بر او آزمودنی شمارد و سردفتر این امین مردمان، این طنین اطمینان بخش مردمان از حق و حقوقشان، گام به گام خسته و خسته راه می‌پیماید به اعتقاد به ایستادگی، به اعتقاد به اصلاح، به اعتقاد به بهروزی، به اعتقاد به آرامشی که در پس این همه گرفتاری و تلخی در پیش است. اما به واقع اسارت میان این پیله‌های به هم اندر، براستی آیا قابل اجتماع است با ضروریات منحصر به فرد این حرفه، با مداقه در اسناد و آرامش در تعامل و تدبیر در همراهی با مردمان؟ الا به مرارت و سختی؟ الا به التهاب و درد؟ الا به رنج و زجر؟ که با اینهمه تار تنیده بر اطرافش که به ظرافت لایه بر لایه‌های مزید می‌گردد که گره خورده و باز ناشدنی‌تر از آن است که به این روشنی گشوده شود، که قاضی عادل باش که چه روایتی می‌شود حتی تصور حاصلی آمیخته از عمل به حق به استناد قانون و اقتدای اخلاق و التزام تعهد و اندوده به آرامش و مدارا، و انتظاری برای همراهی؟ همراهی با مردمانی که پناه‌شان و مامنشان و امینشان را به بند بند سطوری گرفتار می‌بیند که آمده بوده تا راهگشای او باشد... . و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟!

 

که سردفتر امین مردمان است...

و مگر نه اینست که سردفتر امین مردمان است، امین ماذون از سوی حاکم شرع، امین منصوب از ایمان قلبی و تجربی مردمان، و مگر نه این است که ید امین را مسوولیتش به تفصیل و مداقه در فقه و شرع و قانون بیان شده است آیا؟

فاین تذهبون؟

 

 که سردفتر امین مردمان است...

با جمله ی سردفتر امین مردمان است آغاز کردیم. درد بر قلم جاری شد و ناتوان ماندیم از مقاومت در برابر جاری شدنش بر سطور، اما به پایان می‌بریم کلام را با جمله‌ای که دنبالهٔ‌‌ همان جملهٔ نخست باشد:

که سردفتر امین مردمان است. آیا امین را حصر در قواعدی ضد و نقیض برای مراقبت، شایان است و در خور؟ آیا ناامن کردن روح و روان امین، و سوقش به سوی اضمحلال و زوال صفت امینیتش شایسته است و در شأن؟...

فاین تذهبون؟!

  

 که سردفتر امین مردمان است.که حکم امین معین است و معلوم و مبرهن است و مقطوع. که تنگ نظری در گامهایی که برمی‌دارد شایسته‌ی تلاشش و نگاهش و ناآرامی‌اش و اضطرابش و نگرانیش و راهی که ترسیم کرده قانون برایش نیست. که کاش صبح روشنی از راه برسد به امتداد نگاهی مهر‌انه‌تر به کاتب بالعدل و تامین امنیت روح و روانش و آرامش جسم و جانش برای راهی که می‌سپارد به تلخی و عسر و حرج، به درد، که سردفتر امین مردمان است...

 

و در پایان مقارن با روز ششم دی ماه، ضمن تاکید بر اینکه تبریک شایستهٔ قومی است که چه رنجها به جان خریده به امید گشایشی که با رسیدن نفحاتی در سالهای اخیر، نویدش را به خویش داده‌اند و امیدش را در دل روزنهٔ روشنی نگاه داشته‌اند به انتظار روزی که می‌آید... روزی که می‌آید... روزی که می‌آید... به فال نیک می گیریم و گرامی می‌داریم تقارن دویست و هشتاد و دومین روز سال، ششم دیماه و تیمنش با دویست و هشتاد و دومین آیه از بزرگترین سوره قران که آیهٔ دستور الهی است بر کاتب بالعدل. سردفتر روز و روزگارت به برکت و آرامش و دلخوشی هایت مستدام که ثبت روزی به نامت، کمترین است در حقت...

 

و العاقبه للمتقین

ششم دیماه یکهزار و سیصد و نود شمسی

برابر با دویست و هشتاد و دومین روز سال منقش به نام سردفتر


 
وکالت وکیل در اعطای وکالت فروش خودرو به بانک در اسناد رهنی
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٩  کلمات کلیدی: سئوالات ونظرات حقوقی

سئوالاتی چند در خصوص وکالت در ترهین و توثیق خودرو از طرف همکاران مطرح گردیده که قابل تامل و بررسی است و دارای نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد و همکاران محترم در موقع تنظیم اسناد رهنی مخصوصا وام خرید خودرو باید مواظب باشند گرفتار مشکلات مالیاتی و حقوق دولتی نگردند

سئوال این است که آیا وکالت مالک خودرو  به شخصی برای مراجعه به بانک و اخذ وام و تسهیلات و ترهین خودرو با حق اعطای وکالت به بانک مرتهن برای فروش آن مشمول مالیات نقل و انتقال و حق الثبت هست یا خیر؟ و اگر بانک در اجرای مفاد قرارداد از این وکالت استفاده نماید و خودرو را به نام خود یا ثالث نماید وضعیت مالیات و حق الثبت چیست؟ به فروض و موارد زیر توجه فرمائید:

الف :شخصی برای ترهین و توثیق اتومبیل خود به دیگری وکالت میدهد و در وکالت مذکور به وکیل اختیار میدهد تا در سند رهنی تنظیمی بانک را وکیل وی در فروش آن خودرو نماید آیا این وکالتنامه وکالت فروش خودرو و از مصادیق ماده 42 قانون مالیات ارزش افزوده و ماده 123 اصلاحی ثبت است؟ یا وکالت عادی و کاری؟

 

ب : اگر قرارداد رهنی تنظیم و وکیل با استفاده از این اختیار در قرارداد مذکور به بانک وکالت در فروش خودرو را بدهد  در هنگام تنظیم سند رهنی علاوه بر حق الثبت سند رهنی آیا حق الثبت و مالیات نقل و انتقال نسبت به خودرو مورد رهن نیز قابل وصول است یا خیر؟

متاسفانه این امر در تنظیم اسناد وام خرید خودرو بین همکاران مغفول مانده و توجهی به آن نمیشود و ممکن است در بازرسیهای ثبتی و مالیاتی برای همکاران تولید دردسر نماید بنابراین ضمن اعلام نظر شخصی خود از دوستان و همکاران تقاضا دارم نظر و تحلیل و مستندات خود را اعلام نمایند

بنظر اینجانب و تنی چند از دوستان طرف مشورت وکالت اولیه موضوع بند الف وکالت فروش خودرو تلقی نمیشود زیرا برای وکیل حق فروش خودرو وجود ندارد و نامبرده نمیتواند از طرف موکل (مالک) نسبت به فروش آن اقدام نماید فلذا واجد شرایط مقرر در ماده 42 قانون مالیات بر ارزش افزوده و ماده 123 اصلاحی قانون ثبت نبوده و حق الثبت آن غیرمالی است وبه آن مالیات تعلق نمیگیرد

در زمان تنظیم سند رهنی اگر چنانچه مفاد قرارداد بانکی ایجاب نماید که وکیل به بانک وکالت در فروش خودرو عطا’ نماید از آنجا که این وکالتنامه ضمن قرارداد رهنی یک وکالت در فروش خودرو میباشد و وکیل مالک خودرو نیز اختیار اعطای این وکالت را دارد لذا وصول مالیات نقل و انتقال و حق الثبت الزامی بنظر میرسد

چنانچه بانک از این وکالت استفاده و نسبت به انتقال خودرو به نام خود اقدام نماید چون به خود وکیل انتقال صورت میگیرد صرفا" تحریر تعلق میگیرد و اگر بانک ان را بنام دیگری نماید مالیات و حق الثبت مجددا طبق نرخ زمان انتقال قابل وصول خواهد بود


 
اصلاحیه ماده 19 ائین نامه قانون تسهیل باطل شد
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥  کلمات کلیدی: قانون تسهیل ، اخبار حوزه دفاتر اسناد

بلاخره دادخواست آقای سیروس سردفتر محترم دفتر 111 تهران به دیوان عدالت مبنی بر ابطال اقدامات دولت در اصلاح ماده 9 آئین نامه قانون تسهیل به بار نشست و اصلاحیه باطل و ماده 9 سابق به قوت خود باقیست لذا :

اولا" بر طبق مفاد ماده 9 سابق آئین نامه در اسنادی که موجب تغییر مالکیت عین نمیگردند مثل اجاره و تقسیم نامه و .... بجز استعلام ثبت نیازی به هیچگونه گواهی از ادارات اعم از دارائی و تامین اجتماعی و غیره نخواهد بود

2-بخشنامه ریاست سازمان ثبت مبنی بر لزوم اخذ گواهی از دارائی برای اسناد اجاره و صلح سرقفلی باطل تلقی و عدول از آن بلااشکال خواهد بود

3-نظریات عده ای از همکاران مبنی بر اینکه دایره شمول قانون تسهیل منحصر به انتقال عین املاک است کمرنگ و تنها در خصوص اینکه انتقال عین املاک و اراضی نیازمند استعلامهای موضوع ماده یک است قابل استناد خواهد بود

برای ملاحظه رای دیوان عدالت میتوانید اینجا را کلیک فرمائید


 
اعلام حضور
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٤  کلمات کلیدی:

با عرض ادب خدمت همکاران جامعه سردفتری کشور

آمدم تا در فضای مجازی در خدمت دوستان باشم و از نظرات بزرگواران استفاده و بهره مند گردم


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٤  کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com